اشعار علیرضاابراهیم پور " گیلانی" من و شب سالهاست که بیداریم و چشم به دل انتظاری جمال دوست دوخته و به لحظه لحظه ی دیدارش امیدواریم ، از این رو باور سبز خیال خود را که هماره در جستجوی نور است همانند کبوترانه پرواز به اوج آسمان نیلی قلبم تا رهایی آزاد می کنم تا شایداثری از خود بجای بگذارم. امیدوارم این سیاه مشق مورد توجه شما خواننده عزیز قرار بگیرد... جهت ارتباط می توانید با شماره 09112373035 تماس حاصل فرمایید. با تشکر tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com 2018-09-20T00:35:20+01:00 mihanblog.com جملات قصار " حسین " دکتر علی شریعتی 2018-09-19T19:59:00+01:00 2018-09-19T19:59:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1131 علیرضا ابراهیم پور گیلانی حسین، مرز فاصل حقیقت و دروغ و دیوار جداکننده  جلاد  و  شهید  است، در نظامی که هم شهید و هم جلاد، یک کتاب دارند و  یک   پیامبر  و  یک   دین.     "دکتر علی شریعتی "


حسین، 

مرز فاصل حقیقت و دروغ 

و دیوار جداکننده  جلاد  و  شهید  است، 

در نظامی که هم شهید و هم جلاد،

 یک کتاب دارند 

و  یک   پیامبر  و  یک   دین.



     "دکتر علی شریعتی "

]]>
سرّمردان خدا " دو چیز " قاضی (رض) 2018-09-18T19:58:00+01:00 2018-09-18T19:58:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1130 علیرضا ابراهیم پور گیلانی            آیت الله سید علی قاضی:«اگر من به جایی رسیده باشم از دو چیز است: قرآن كریم و زیارت سیدالشهدا علیه السلام»


           آیت الله سید علی قاضی:


«اگر من به جایی رسیده باشم از دو چیز است:

 قرآن كریم و زیارت سیدالشهدا علیه السلام»


]]>
حدیث " ارزش تو " امام حسین علیه السلام 2018-09-16T01:36:06+01:00 2018-09-16T01:36:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1129 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  امام حسین علیه السلام می فرماید : چیزى را بر زبان نیاورید            كه   از   ارزش   شما   بكاهد   " جلاءالعیون، ج 2، ص 205"


 امام حسین علیه السلام می فرماید : 


چیزى را بر زبان نیاورید

            كه   از   ارزش   شما   بكاهد



   " جلاءالعیون، ج 2، ص 205"


]]>
حرف حساب " رهبر مسئول" دکتر علی شریعتی 2018-09-12T19:52:00+01:00 2018-09-12T19:52:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1128 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  عصری است که، دیگر در میان توده، هیچ آوایی و ندایی بلند نیست: قلم‌ها را شکسته‌اند، زبان‌ها را بریده‌اند، لب‌ها را دوخته‌اند و همه‌ پایگاه‌های حقیقت را بر سر وفادارانش، ویران کرده‌اند.و اکنون، حسین، به عنوان یک رهبر مسئول، می‌بیند که اگر خاموش بماند، تمامِ اسلام به صورت یک "دینِ دولتی" درمی‌آید. اسلام تبدیل می‌شود به یک قدرتِ نظامی‌ _ سیاسی، و دگر هیچ!ِ" دکتر شریعتی"

 
عصری است که، 
دیگر در میان توده،
 هیچ آوایی و ندایی بلند نیست:

 قلم‌ها را شکسته‌اند، زبان‌ها را بریده‌اند،
 لب‌ها را دوخته‌اند و همه‌ پایگاه‌های حقیقت را
 بر سر وفادارانش، ویران کرده‌اند.

و اکنون، حسین، به عنوان یک رهبر مسئول،
 می‌بیند که اگر خاموش بماند،
 تمامِ اسلام به صورت یک "دینِ دولتی" درمی‌آید. 

اسلام تبدیل می‌شود به 
یک قدرتِ نظامی‌ _ سیاسی،
 و دگر هیچ!ِ

" دکتر شریعتی"
]]>
تصویر عشق " عشق حقیقی " سهروردی 2018-09-09T19:49:06+01:00 2018-09-09T19:49:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1127 علیرضا ابراهیم پور گیلانی " شیخ شهاب الدین سهروردی"اساس جهان آفرینش بر عشق است؛ از خلقت آدم خاکی تا ملکوتیان مجرد، همه متحرک به عشق‌اند، عشقِ حقیقی که عشق اکبر است شوق به لقای حق است و این است نیروی جاذبه‌ی جهان و این است مبدأ شور و شر‌های آفرینش و آنچه حافظ و نگهبان موجودات جهان است عشق عالی است، عشقی که ساری در تمام موجودات است. اگر عشق نمی‌بود موجودات مضمحل می‌شدند. همه‌ی موجوداتِ جهان در سیر بطرف معشوق خود رنجها می‌کشند و دشواری‌ها تحمل می‌کنند تا بوصا



" شیخ شهاب الدین سهروردی"


اساس جهان آفرینش بر عشق است؛
 از خلقت آدم خاکی تا ملکوتیان مجرد،
 همه متحرک به عشق‌اند، 

عشقِ حقیقی که عشق اکبر است 
شوق به لقای حق است و این است نیروی جاذبه‌ی
 جهان و این است مبدأ شور و شر‌های آفرینش
 و آنچه حافظ و نگهبان موجودات جهان است عشق عالی است،
 عشقی که ساری در تمام موجودات است. 
اگر عشق نمی‌بود موجودات مضمحل می‌شدند.

 همه‌ی موجوداتِ جهان در سیر بطرف معشوق
 خود رنجها می‌کشند و دشواری‌ها تحمل می‌کنند 
تا بوصال او برسند و از شرابِ عشقی ازلی
 سیراب شوند،

 غایت و نهایت این عشق تَشبه به خداست
]]>
جملات قصار "بی خیال " ویلیامز 2018-09-06T10:45:15+01:00 2018-09-06T10:45:15+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1126 علیرضا ابراهیم پور گیلانی اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است. مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب. شرط اول، همان دست و پا نزدن است.گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست. باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند. شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی، بی خفگی… “تنسی ویلیامز “



اولین قدم برای یاد گرفتن شنا،
 نترسیدن از آب و رها شدن است.

 مربی همیشه میگوید:
 بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، 
بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب.

 شرط اول، همان دست و پا نزدن است.

گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست.
 باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.

گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند. 
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی،
 بی خفگی…


 “تنسی ویلیامز “
]]>
متن های فلسفی "درویش " انصاری 2018-09-05T01:36:06+01:00 2018-09-05T01:36:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1123 علیرضا ابراهیم پور گیلانی ◾️درویشی تنگدست، به در خانه توانگری رفت و گفت:شنیده‌ام مالی در راه خدا نذر کرده‌ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم. خواجه گفت:من نذر کوران کرده‌ام، تو کور نیستی.پس درویش تاملی کرد و گفت:ای خواجه، کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته، به در خانه چون تو، گدائی آمده‌ام. این را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته، از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که چیزی به وی دهد، قبول نکرد…  " خواجه عبدالله انصاری "        مناجات نامه



◾️درویشی تنگدست، 
به در خانه توانگری رفت و گفت:

شنیده‌ام مالی در راه خدا نذر کرده‌ای که
 به درویشان دهی، من نیز درویشم. 

خواجه گفت:

من نذر کوران کرده‌ام، تو کور نیستی.

پس درویش تاملی کرد و گفت:

ای خواجه، کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته، 
به در خانه چون تو، گدائی آمده‌ام. 


این را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته،
 از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که
 چیزی به وی دهد، قبول نکرد…


  " خواجه عبدالله انصاری "
        مناجات نامه
]]>
حکایت " مراقب چشم هایت باش " ... 2018-09-01T05:40:10+01:00 2018-09-01T05:40:10+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1122 علیرضا ابراهیم پور گیلانی جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟جوان گفت:  آری.حکیم گفت: اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی ک

جوانی به حکیمی گفت: 

وقتی همسرم را انتخاب کردم،
 در نظرم طوری بود که گویا خداوند
 مانندش را در دنیا نیافریده است.

 وقتی نامزد شدیم،
 بسیاری را دیدم که مثل او بودند. 
وقتی ازدواج کردیم،

 خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. 

چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، 
دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.

حکیم گفت:

 آیا دوست داری بدانی از همه
 این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟

جوان گفت:  آری.

حکیم گفت: 

اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، 
احساس خواهی کرد که سگ‌های 
ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.

جوان با تعجب پرسید: 
چرا چنین سخنی می‌گویی؟

حکیم گفت:
 چون مشکل در همسر تو نیست. 

مشکل اینجا است که وقتی انسان
 قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد
 و از شرم خداوند خالی باشد،

 محال است که چشمانش را
 به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. 

آیا دوست داری دوباره همسرت 
زیباترین زن دنیا باشد؟

جوان گفت: آری.

حکیم گفت  مراقب چشمانت باش.
]]>
عکس"به زنجیر کشیده" علی رضا ابراهیم پور گیلانی 2018-08-27T19:56:06+01:00 2018-08-27T19:56:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1088 علیرضا ابراهیم پور گیلانی ]]> تک بیت" دیدار آشنا " حافظ 2018-08-25T06:11:58+01:00 2018-08-25T06:11:58+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1121 علیرضا ابراهیم پور گیلانی کشتی شکستگانیم ، ای باد شُرطه  برخیزباشد    که   باز    بینیم  ،  دیدار    آشنا  را                     " حافظ "



کشتی شکستگانیم ، ای باد شُرطه  برخیز

باشد    که   باز    بینیم  ،  دیدار    آشنا  را


                     " حافظ "
]]>
جملات زیبا " انسان وار " شریعتی 2018-08-21T01:00:30+01:00 2018-08-21T01:00:30+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1119 علیرضا ابراهیم پور گیلانی از گردابِ «نیست انگاریِ خویش» در عشق، سر برآور، پا جای پای ابراهیم بگذار، و آن‌گاه، هاجروار، ای انسان تنها، غریب، آواره و تبعیدی در کویر زمین، ای انسان مسئول! تشنه و جستجوگر آب در سراب زندگی، بر تپه صفا برآ نهر سپید انسان آواره و در تلاش را بنگر؛ بنگر که چه بیقرار و عطشناک از بلندی صفا سرازیر می‌شود و بر سنگلاخ سوخته این کویر، در جستجوی آب، می‌شتابد و به سوی مروه جریان می‌یابد.  "دکتر علی شریعتی"


از گردابِ «نیست انگاریِ خویش» در عشق، سر برآور، پا جای پای ابراهیم بگذار، 

و آن‌گاه، هاجروار، ای انسان تنها، غریب، آواره و تبعیدی در کویر زمین،

 ای انسان مسئول! تشنه و جستجوگر آب در سراب زندگی، بر تپه صفا برآ نهر سپید انسان آواره و در تلاش را بنگر؛

 بنگر که چه بیقرار و عطشناک از بلندی صفا سرازیر می‌شود و بر سنگلاخ سوخته این کویر، در جستجوی آب، می‌شتابد و به سوی مروه جریان می‌یابد.


  "دکتر علی شریعتی"


]]>
ترجمه " آغوشت " مارگوت بیکل 2018-08-16T00:55:05+01:00 2018-08-16T00:55:05+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1113 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرودِ امواج این دریای طوفان‌خیز،بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم؛بادبان برچینم؛پارو وا نهم؛سُکان رها کنم؛ به خلوت لنگرگاهت در آیمو در کنارت پهلو گیرمآغوشت را بازیابم.استواری امن زمین رازیر پای خویش. "مارگوت بیکل"ترجمه: احمد شاملو


پس از سفرهای بسیار و عبور 

از فراز و فرودِ امواج این دریای طوفان‌خیز،

بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم؛


بادبان برچینم؛
پارو وا نهم؛
سُکان رها کنم؛ 


به خلوت لنگرگاهت در آیم
و در کنارت پهلو گیرم
آغوشت را بازیابم.


استواری امن زمین را
زیر پای خویش.

 


"مارگوت بیکل"

ترجمه: احمد شاملو


]]>
گفتار بزرگان " هفت پند " مولوی 2018-08-12T00:51:05+01:00 2018-08-12T00:51:05+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1118 علیرضا ابراهیم پور گیلانی هفت پند از مولانا  :شب باش : در پوشیدن خطای دیگرانزمین باش : در فروتنیخورشیدباش : در مهر و دوستیکوه باش : در هنگام خشم و غضبرودباش : در سخاوت و یاری به دیگراندریاباش : در کنار آمدن با دیگرانخودت باش : همانگونه که می نمایی..




هفت پند از مولانا  :

شب باش : در پوشیدن خطای دیگران

زمین باش : در فروتنی

خورشیدباش : در مهر و دوستی

کوه باش : در هنگام خشم و غضب

رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران

دریاباش : در کنار آمدن با دیگران

خودت باش : همانگونه که می نمایی..

]]>
خاطره " پهن " هوشنگ ابتهاج 2018-08-06T19:46:29+01:00 2018-08-06T19:46:29+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1105 علیرضا ابراهیم پور گیلانی هوشنگی ابتهاج تعریف میکرد: در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم . دیدم قبل از اینکه توی قبر بذارنش ، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند ، در کف قبر ریختن. از یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد، سوال کردم که : این چه رسمی ست که شما دارید؟ گفت: توی رساله نوشته که این کار مستحبه و ما مدتهاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم . میگفت که چون برام تعجب آور بود، سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف، بهش گفتم :کجاش نوشته؟ طرف هم میره تو بخش آیین کفن و دفن میت،




هوشنگی ابتهاج تعریف میکرد:

 در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم . دیدم قبل از اینکه توی قبر بذارنش ، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند ، در کف قبر ریختن. از یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد، سوال کردم که : 

این چه رسمی ست که شما دارید؟ گفت: توی رساله نوشته که این کار مستحبه و ما مدتهاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم . 

میگفت که چون برام تعجب آور بود، سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف، بهش گفتم :

کجاش نوشته؟ طرف هم میره تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما. دیدم نوشته ، کف قبر، مستحب است یک وجب پهن تر باشد !!

« شفیعی کدکنی »
]]>
شعر نیمایی و نو" زندگی" سپهری 2018-08-05T00:44:05+01:00 2018-08-05T00:44:05+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1117 علیرضا ابراهیم پور گیلانی زندگی تجربه‌ی تلخ فراوان دارددو سه تا کوچه و پس کوچهو اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد..." سهراب سپهری "




زندگی 

تجربه‌ی تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه

و اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد...




" سهراب سپهری "
]]>