اشعار علیرضاابراهیم پور " گیلانی" من و شب سالهاست که بیداریم و چشم به دل انتظاری جمال دوست دوخته و به لحظه لحظه ی دیدارش امیدواریم ، از این رو باور سبز خیال خود را که هماره در جستجوی نور است همانند کبوترانه پرواز به اوج آسمان نیلی قلبم تا رهایی آزاد می کنم تا شایداثری از خود بجای بگذارم. امیدوارم این سیاه مشق مورد توجه شما خواننده عزیز قرار بگیرد... جهت ارتباط می توانید با شماره 09112373035 تماس حاصل فرمایید. با تشکر tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com 2018-11-18T05:06:15+01:00 mihanblog.com شعر نیمایی و نو " فکر " نیما 2018-11-12T22:52:02+01:00 2018-11-12T22:52:02+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1150 علیرضا ابراهیم پور گیلانی فکر را پَر بدهیدو نترسید که از سقف عقیده برود بالاترفکر باید بپردبرسد تا سر کوه تردیدو ببیند که میان افق باورهاکفر و ایمان چه به هم نزدیکند"فکر اگر پَر بکشد"جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگسینه ها دشت محبت گردددستها مزرع گلهای قشنگ"فکر اگر پر بکشد"هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیستهمه پاکیم و رها...       "نیما یوشیج"



فکر را پَر بدهید

و نترسید که از سقف عقیده 

برود بالاتر

فکر باید بپرد

برسد تا سر کوه تردید

و ببیند که میان افق باورها

کفر و ایمان چه به هم نزدیکند

"فکر اگر پَر بکشد"

جای این توپ و تفنگ، 

اینهمه جنگ

سینه ها دشت محبت گردد

دستها مزرع گلهای قشنگ

"فکر اگر پر بکشد"

هیچکس کافر و ننگ و نجس و

 مشرک نیست

همه پاکیم و رها...


       "نیما یوشیج"
]]>
پند " مرگ " عطار 2018-11-09T14:48:18+01:00 2018-11-09T14:48:18+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1149 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پرسیدند کدام خصلت در آدمی نافع‌تر است؟گفت: عقلی وافرگفتند: اگر نبود؟گفت: حُسنِ ادبگفتند: اگر نبود؟گفت: برادری مُشفق تا مشورتی کندگفتند: اگر نبود؟ گفت: خاموشیِ دائمگفتند: اگر نبود؟ گفت: مرگ در حال       عطار ؛ تذکره الاولیا



پرسیدند کدام خصلت در آدمی

 نافع‌تر است؟

گفت: عقلی وافر

گفتند: اگر نبود؟

گفت: حُسنِ ادب

گفتند: اگر نبود؟

گفت: برادری مُشفق تا مشورتی کند

گفتند: اگر نبود؟ 

گفت: خاموشیِ دائم

گفتند: اگر نبود؟ 

گفت: مرگ در حال 



      عطار ؛ تذکره الاولیا
]]>
شعر نیمایی و نو " پدر " سپهری 2018-11-06T22:46:02+01:00 2018-11-06T22:46:02+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1148 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پدرم دفتر شعری آورد تکیه بر پُشتی دادشعرِ زیبایی خواندو مرا برد به آرامش زیبایِ یقینزندگی شایدشعر زیبای پدرم بود که خواند...« سهراب سپهری »


پدرم دفتر شعری آورد 

تکیه بر پُشتی داد

شعرِ زیبایی خواند

و مرا برد به آرامش زیبایِ یقین

زندگی شاید

شعر زیبای پدرم بود که خواند...



« سهراب سپهری »



]]>
دل نوشته " بی درنگ " میرزا خانی 2018-11-01T06:40:06+01:00 2018-11-01T06:40:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1147 علیرضا ابراهیم پور گیلانی میدانی جان دلمخیلی ها میگویند عشق شهریارحسابی ناب بودمیگویند ای کاش کسی شبیه شهریار ما را میخواستولی من ترجیح میدهم عشقمان شبیه شاملو باشدتو بخواهی،من هم بخواهمشهریار یک عمر، تنها و یک تنه خواستمن این عشق را نمیخواهماما به تو قول میدهمتو احمد باشیبیدرنگ، یک عمر آیدا خواهم شد...   " سیما میرزا خانی "



میدانی جان دلم

خیلی ها میگویند عشق شهریار

حسابی ناب بود

میگویند ای کاش

 کسی شبیه شهریار ما را میخواست

ولی من ترجیح میدهم عشقمان شبیه 

شاملو باشد

تو بخواهی،من هم بخواهم

شهریار یک عمر، تنها و یک تنه خواست

من این عشق را نمیخواهم

اما به تو قول میدهم

تو احمد باشی

بیدرنگ، یک عمر آیدا خواهم شد...


   " سیما میرزا خانی "
]]>
مثنوی " درمان " مولانا 2018-10-31T05:39:50+01:00 2018-10-31T05:39:50+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1145 علیرضا ابراهیم پور گیلانی اگر درمان تویی دردم فزون بادو گر معشوقه ای سهمم جنون بادتویی تنها تویی تو علت منتو بخشاینده ای بی منت منصدایم کن صدای تو ترانه استکلامت آیه هایی عاشقانه است      « مولانا»



اگر درمان تویی دردم فزون باد

و گر معشوقه ای سهمم جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من

تو بخشاینده ای بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه است


کلامت آیه هایی عاشقانه است

   
   « مولانا»
]]>
سرّمردان خدا " عاقبت بخیر " فاطمی نیا 2018-10-29T03:37:07+01:00 2018-10-29T03:37:07+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1144 علیرضا ابراهیم پور گیلانی حاج آقا فاطمی نیا   می فرمود :استادی داشتم كه از كبار اولیای خدا بود ، میفرمود :برای زیارت اربعین پاداشی است كه برای عمل دیگر نیست:"زائر اربعین امام حسین (علیه السلام)         عاقبت بخیر میشود"




حاج آقا فاطمی نیا   می فرمود :

استادی داشتم كه از كبار اولیای خدا بود ، 

میفرمود :

برای زیارت اربعین 

پاداشی است كه برای عمل دیگر نیست:


"زائر اربعین امام حسین (علیه السلام)

         عاقبت بخیر میشود"
]]>
سخنان ناب "همه در توست " مولوی 2018-10-28T02:37:06+01:00 2018-10-28T02:37:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1143 علیرضا ابراهیم پور گیلانی گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد،خود را در آب می‌دید و می‌رمیداو مى‌پنداشت که از دیگری می‌رمد ، نمی‌دانست که از خود می‌رمد!همه اخلاق بد ، از ظلم و کین و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر ، چون در توست ، نمی‌رنجی!چون آن را در دیگری می بینیمی‌رمی و می‌رنجی!« مولانا »« فیه ما فیه »


گفت:
 پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد،
خود را در آب می‌دید و می‌رمید
او مى‌پنداشت که از دیگری می‌رمد ،
 نمی‌دانست که از خود می‌رمد!

همه اخلاق بد ، از ظلم و کین 
و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر ،
 چون در توست ، نمی‌رنجی!
چون آن را در دیگری می بینی
می‌رمی و می‌رنجی!



« مولانا »
« فیه ما فیه »

]]>
جملات جملات " پاییز " منزوی 2018-10-20T03:37:07+01:00 2018-10-20T03:37:07+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1142 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پاییزِ کوچکِ من، گنجایشِ هزار بهارگنجایشِ هزار شکفتن داردپاییزِ کوچکِ مندنیایِ سازشِ همه رنگ­‌هاستبا یكدیگر!...« حسین منزوی »


پاییزِ کوچکِ من، 

گنجایشِ هزار بهار

گنجایشِ هزار شکفتن دارد

پاییزِ کوچکِ من

دنیایِ سازشِ همه رنگ­‌هاست

با یكدیگر!...


« حسین منزوی »
]]>
سرّمردان خدا "با اویند" محی الدین عربی 2018-10-16T20:55:00+01:00 2018-10-16T20:55:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1141 علیرضا ابراهیم پور گیلانی تجلی حضرت حق در بندگانش مختلف عمل میکند. به طوری که گروهی را گنگ و ساکت و طایفه ای را به گفتن انا گویا میکند و برخی را به گفتن انت و بعضی را نیز به گفتن هو وامیدارد.اما همه ی این گروه ها در عین اختلاف تعابیرشان ، برای او ، و به او ، و بااویند." شیخ محی الدین ابن عربی"


تجلی حضرت حق در بندگانش
 
مختلف عمل میکند. 


به طوری که گروهی

 را گنگ و ساکت و طایفه ای را به گفتن

 انا گویا میکند و

 برخی را به گفتن انت و 

بعضی را نیز به گفتن هو وامیدارد.

اما همه ی این گروه ها 

در عین اختلاف تعابیرشان ، 

برای او ، و به او ، و بااویند.



" شیخ محی الدین ابن عربی"
]]>
شعر نیمایی و نو " تاریکی " لنگرودی 2018-10-15T20:31:00+01:00 2018-10-15T20:31:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1140 علیرضا ابراهیم پور گیلانی تاریکی به رسم خود آدم  را  محو   می‌کندبه رسم خود از یادت می‌‌بردبرای گذشتن از این تاریکی استآتش بر تن کرده‌ام امشببسوی تو بال می‌‌زنم   " شمس لنگرودی "



تاریکی به رسم خود

 آدم  را  محو   می‌کند

به رسم خود از یادت می‌‌برد

برای گذشتن از این تاریکی است

آتش بر تن کرده‌ام امشب

بسوی تو بال می‌‌زنم


   " شمس لنگرودی "
]]>
حکایت " خودت را بشکن " ... 2018-10-13T22:52:02+01:00 2018-10-13T22:52:02+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1139 علیرضا ابراهیم پور گیلانی بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت چه میکنی؟گفت: هیچ کارگفتند: مگر میشود؟ پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟گفت: من در تربیت خود کوشیدم،تا الگوی خوبی برای آنان باشم. فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های بیهوده ای که خود عمل نمیکنند.تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، پایان زندگیستولی اگر با نیروی داخلی بشکند، آغاز زندگیست،همیشه بزرگترین تغییرات از درون شکل میگیرد.درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت متولد شودآنگاه خودت ر



بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت 
چه میکنی؟
گفت: هیچ کار

گفتند: مگر میشود؟
 پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟

گفت: من در تربیت خود کوشیدم،
تا الگوی خوبی برای آنان باشم.

 فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار
 پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های
 بیهوده ای که خود عمل نمیکنند.

تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، 
پایان زندگیست
ولی اگر با نیروی داخلی بشکند، 
آغاز زندگیست،

همیشه بزرگترین تغییرات از درون شکل میگیرد.
درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت 
متولد شود
آنگاه خودت را خواهی دید
]]>
شعر " بهشت " صائب تبریزی 2018-10-11T05:49:09+01:00 2018-10-11T05:49:09+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1138 علیرضا ابراهیم پور گیلانی عمر زاهد همه طى شد«به تمناى بهشت»او ندانست که در«ترک تمناست بهشت»این چه حرفیست که در«عالم بالاست بهشت»هر کجا وقت خوش افتادهمانجاست بهشت ...!دوزخ از تیرگی بختِ درون من و توستدل اگر تیره نباشد ، همه دنیاست بهشت...!"صائب تبریزی"



عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»

او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»

این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»

هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!

دوزخ از تیرگی بختِ
 درون من و توست

دل اگر تیره نباشد ،
 همه دنیاست بهشت...!


"صائب تبریزی"

]]>
حکایت " صدای شکستن " ... 2018-10-06T10:44:14+01:00 2018-10-06T10:44:14+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1137 علیرضا ابراهیم پور گیلانی فردی چند  گردو  به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا کن.بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد..!آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!!تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکنکه خواجه خود روش بنده پروری  داند



فردی چند  گردو  به بهلول داد و گفت:

بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست و خورد

 اما دعا نکرد..!

آن مرد گفت: 

گردوها را می خوری نوش جان، 

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...

بهلول گفت:

 مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ،

 خدا خودش صدای شکستن گردوها را 

شنیده است!!


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری  داند
]]>
سخنان ناب " غریب " خَرَقانی 2018-10-02T06:40:10+01:00 2018-10-02T06:40:10+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1136 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  از شیخ ابوالحسن خَرَقانی پرسیدند  که  غریب کیست؟گفت :غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب است،بلکه غریب آن است که دلش در تن غریب بوَد؛و سِرّش در دل غریب بُوَد...




 از شیخ ابوالحسن خَرَقانی 

پرسیدند  که  غریب کیست؟

گفت :

غریب نه آن است که تنش

 در این جهان غریب است،

بلکه غریب آن است که دلش در تن

 غریب بوَد؛

و سِرّش در دل غریب بُوَد...




]]>
داستان " ارزش علامه جعفری 2018-09-29T03:37:07+01:00 2018-09-29T03:37:07+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1135 علیرضا ابراهیم پور گیلانی علّامه محمّد تقی جعفری نقل می كرد:  عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمعشده بودند تا درباره موضوع مهمّی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود :ارزش واقعی انسان به چیست؟برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است.معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است.معیار ارزش پول، پشتوانه آن است.امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند و معیارهای خاصّی را ارائه



علّامه محمّد تقی جعفری نقل می كرد: 

 عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع
شده بودند تا درباره موضوع مهمّی
 به بحث و تبادل نظر بپردازند.

 موضوع این بود :

ارزش واقعی انسان به چیست؟
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ 
مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است.
معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است.
معیار ارزش پول، پشتوانه آن است.

امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند 
و معیارهای خاصّی را ارائه دادند.
وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم:

اگر می‌‌‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد،
 ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی 
عشق می‌‌‌ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است 
در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.
کسی که عشقش ماشینش است،
 ارزشش به همان میزان است،

 امّا کسی که عشقش خدای متعال است، 
ارزشش به اندازه خداست.

علّامه فرمودند:
 من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. 

ولی جامعه شناس‌‌‌هایی که صحبت‌‌‌های مرا شنیدند، 
برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن ها تمام شد، 
من دوباره بلند شدم و گفتم:

عزیزان! این کلام از من نبود. 
بلکه از شخصی به نام علی علیه السلام است.
 آن حضرت در «نهج البلاغه» می‌‌‌فرمایند: 

 « قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه ُ؛ 
ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌‌‌دارد
وقتی این کلام را گفتم ،دوباره به نشانه احترام 
به وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی علیه السلام 
از جا بلند شدند..

]]>