تبلیغات
اشعار علیرضاابراهیم پور " گیلانی"
 
 
 
هیچ سیاستی برتر از صداقت نیست

حکایت " صدای شکستن " ...

نویسنده : علیرضا ابراهیم پور گیلانی | تاریخ : 02:14 ب.ظ - شنبه 14 مهر 1397





فردی چند  گردو  به بهلول داد و گفت:

بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست و خورد

 اما دعا نکرد..!

آن مرد گفت: 

گردوها را می خوری نوش جان، 

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...

بهلول گفت:

 مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ،

 خدا خودش صدای شکستن گردوها را 

شنیده است!!


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری  داند



برچسب ها : اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی , گفتار بزرگان , جملات قصار , سخنان ناب , سه نقطه ... , داستان , حکایت ,
دسته بندی : حکا یت , سه نقطه ... , حرف حساب , سخنان ناب , پند , جملات قصار ,
 

آخرین مطالب