هیچ سیاستی برتر از صداقت نیست

حکایت " مراقب چشم هایت باش " ...

نویسنده : علیرضا ابراهیم پور گیلانی | تاریخ : 10:10 ق.ظ - شنبه 10 شهریور 1397



جوانی به حکیمی گفت: 

وقتی همسرم را انتخاب کردم،
 در نظرم طوری بود که گویا خداوند
 مانندش را در دنیا نیافریده است.

 وقتی نامزد شدیم،
 بسیاری را دیدم که مثل او بودند. 
وقتی ازدواج کردیم،

 خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. 

چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، 
دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.

حکیم گفت:

 آیا دوست داری بدانی از همه
 این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟

جوان گفت:  آری.

حکیم گفت: 

اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، 
احساس خواهی کرد که سگ‌های 
ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.

جوان با تعجب پرسید: 
چرا چنین سخنی می‌گویی؟

حکیم گفت:
 چون مشکل در همسر تو نیست. 

مشکل اینجا است که وقتی انسان
 قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد
 و از شرم خداوند خالی باشد،

 محال است که چشمانش را
 به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. 

آیا دوست داری دوباره همسرت 
زیباترین زن دنیا باشد؟

جوان گفت: آری.

حکیم گفت  مراقب چشمانت باش.



برچسب ها : حکایت , گفتار بزرگان و نیکان , علی رضا ابراهیم پور گیلانی , موعظه , داستان , جملات قصار و زیبا , اشعار بکر پارسی ,
دسته بندی : حکا یت , سه نقطه ... , حرف حساب , سخنان ناب , پند , موعظه , متن های فلسفی ,
 

آخرین مطالب

 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic