اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی - مطالب ارسال شده توسط alirezaebrahimpour

اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی - مطالب ارسال شده توسط alirezaebrahimpour
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400

دل نوشته " روزه ام " حسین پناهی۳





من روزه ام!!!!
تمام سال را روزه ام.

ولی بجای دهان و شکم ، اندیشه ام را روزه ام.
فکر من حق ندارد به کسی بی حرمتی کند.
فکر من حق ندارد به کسی ناسزا بگوید.

فکر من حق ندارد به مال کسی دست درازی کند.
فکر من حق ندارد با زندگی کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی بهتان بزند.
فکر من حق ندارد به کسی جفا کند.

فکر من حق ندارد با دل کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی دروغ بگوید.
فکر من حق ندارد به یتیمی بی تفاوت باشد.
فکر من حق ندارد زورگو باشد.

فکر من حق ندارد بینوایی را ببیند 
و بی تفاوت از کنارش عبور کند.
فکر من ..................

آری من روزه ام ، 
نه روزه نخوردن غذا ، 
بلکه روزه انسان بودن، 
روزه مردانه زیستن، 
روزه جاودانه شدن.

آری من تمام سال را روزه ام.
تمام ساعتها را روزه ام.
تمام دقائق را روزه ام.

     " حسین پناهی"

جملات قصار " مسولیت شیعه " شریعتی





تشیع صفوی، مذهب راه‌حل یابی است برای گریز از مسئولیت‌ها.

 مذهب تجلید و تذهیب و تجلیل قرآن، نه تحقیق و تفسیر قرآن.

 تقدیس قرآن اما نه برای باز کردن و خواندن قرآن. توسل یکسره به کتاب دعا، برای بستن قرآن...

چرا که گشودن قرآن، سخت است و مسئولیت آور؛ کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید:

 نتیجه یک ذره کار نیک را می‌بینی، و کیفر ذره‌ای کار بد را.

"دکترعلی شریعتی"


جملات زیبا " آدم خوبی باش " چاپلین





آدم خوبی باش
ولی
وقتت رو
برای اثباتش به دیگران
تلف نکن .... !

 همیشه آنچه که درباره " من " میدانی باور کن ,
نه آنچه که پشت سر"من" شنیده ای 
"من" همانم که دیده ای نه آنکه 
                        شنیده ای...

   " چارلی چاپلین "

تک بیت " وصال " حافظ





 دل گفت  وصالش  به دعا باز توان یافت

 عُمریست  که عُمرم  همه در کار دعا رفت


       " خواجه حافظ شیرازی "  

کلام حق " کدام نقطه " منصور حلاج






کدام  نقطه  زمین  از  تو خالیست

که  خلق  ترا  در  آسمان   می جویند؟!


   "حسین منصور حلاج"

کلام حق " ستاره ای فروزان " محمد غزالی




علم مکاشفت به تعلم و مطالعه حاصل نشود ،
 حصول آن به اعمال صالح و صفای آیینه دل
 به زهد و گرسنگی و بیداری و خاموشی و اعتزال از مردم باشد ؛
 مثلا بیداری در شب ، دل را روشن کند و صافی سازد
 و نور بخشد و چون این صفا به صفایی که
 از گرسنگی حاصل شده افزوده شود ،
 دل چونان ستاره ای فروزان شود چون آیینه ای درخشان و 
آن گاه جمال حق در آن نمودار گردد.


کیمیای سعادت
 محمد عزالی

سرّمردان خدا " مَحرم شو" عین القضات همدانی





اگر خواهی که مَحرم گردی

 دیده را از نظر و اغیار پاک دار

 تا همه او را بیند!

سَمع را از همه حدیث ها معزول کن

 تا از هر ذره که در مُلک و ملکوت است
 
کلام ازلی شنوی!

هر نهاد که از شیطان خلاص یافت، 

جز  جلال  لَم یَزل  در آنجا رخت  ننهد.


 " عین القضات همدانی "

پند "بهشت " مولوی



 نصیحتِ مولانا
 به فرزندش بهاء الدین ولد:


«..اﮔﺮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﯾﻤﺎً ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺷﯽ . ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮ ﻭ ﮐﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺪﺍﺭ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ، ﺩﺍﯾﻤﺎً ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ، ﻭ ﺁﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻋﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ، ﺩﺍﯾﻢ ﺩﺭ ﻏﻢ ﺑﺎﺷﯽ، ﻭ ﺁﻥ ﻏﻢ ﻋﯿﻦ ﺩﻭﺯﺥﺍﺳﺖ.
 ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ، ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﯽ ﻣﯽ ﺷﮑﻔﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻞ ﻭ ﺭﯾﺤﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻭ ﭼﻮﻥ ﺫﮐﺮ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎﻍ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺍﺯ ﺧﺎﺭﺯﺍﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﭘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯼ...»

 "ﻣﻨﺎﻗﺐ ﺍﻟﻌﺎﺭﻓﯿﻦ"

جملات زیبا " عشق " صدرا

 


قلب‌هایتان را از حقارت كینه تهی كنید 
و با عظمت عشق پُر كنید.

زیرا كه عشق چون عقاب است.
 بالا می‌پرد و دور.
 بی اعتنا به حقیران ِدر روح.

كینه چون لاشخور و كركس است. 
كوتاه می‌پرد و سنگین. 
جز مُردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد. 

بـرای عاشق، 
ناب ترین چیز، شور است و زندگی و نشاط.

برای لاشخور،
 خوبترین، جسدی ست متلاشی و متعفن...

    " ملاصدرا "

سرّمردان خدا " عبادت و اطاعت " خواجه انصاری




 از پیرهرات پرسیدند؛
 عبادت چیست ؟ 

فرمود :
عبادت خدمت کردن به خلق است

پرسیدند؛ چگونه؟

گفت: اگر هر پیشه ای که به آن اشتغال داری 
رضای خدا که بالطبع رضای مردم را  هم همراه دارد 
در نظر داشته باشی نامش  عبادت است.
پرسیدند: 
پس نماز و روزه و خمس و... این ها چه هستند؟!

 گفت : اینها اطاعت هستند 
که باید بنده برای نزدیک شدن به خدا انجام دهد
 تا انوار حق بگیرد


کلام حق " نرنجیدن " جامی




درویشی  نه  نماز  و  روزه  است

 و  نه  احیای شب ،

 این جمله  اسباب  بندگی  است.
 
درویشی  نرنجیدن  مردمان  است  که  اگر

 این  حاصل  کنی  واصل  گردی .



  "از نفحات الانس جامی"

عکس" نگاه به ... "علیرضا علیرضا ابراهیم پور گیلانی

www.followmy.ir

حدیث عشق " لایتناهی " عطار





و گفت: 

اینکه می گویند 

«دل نامتناهی است» راست نیست؛

زیرا هر دلی را کمالی معلوم است، 

که چون آنجا رسد بایستد.

اما معنی آن است که: 

 راه نامتناهی است.


    "تذکرةالاولیاء"

جملات زیبا " رها " شمس

  • 1



 عقل محتاط است.

ترسان و لرزان گام برمیدارد.

با خودش میگوید:

"مراقب باش آسیبی نبینی"

اما مگر عشق اینطورست؟

تنها چیزی كه عشق میگوید اینست ؛

خودت را رها كن.


    "شمس تبریزی"

جملات قصار " عشق ... " عین القضات




عشق از دیدگاه عین القضات همدانی :

«… دیوانگی عشق بر همه عقل ها فزون آید، هر که عشق ندارد، مجنون و بی حاصل است، هر که عاشق نیست خودبین و پرکین باشد و خود رای بُود  ، عاشقی بیخودی و بی راهی باشد...

… در عشق قدم نهادن،‌ کسی را مسلم شود که با خود نباشد، و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است، هرجا که باشد جز او رخت دیگری ننهند. هرجا که رسد سوزد و به رنگ خود گرداند… کار طالب آن‌ست که در خود،‌ جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است، بی‌ عشق چگونه زندگانی؟ »


حدیث عشق " عشق ازلی " سهروردی





 همهٔ موجودات به حکم عشق فطری در جریان و حرکت اند و اساس جهان آفرینش بر عشق است.
 از خلقت آدم خاکی متصاعداً تا ملکوتیان مجرد، همه متحرک به عشق اند،
 عشق حقیقی که عشق اکبر است شوق به لقای_حق است
 و این است نیروی جاذبهٔ جهان و این است مبدء شور و شر های آفرینش و آنچه حافظ و نگهبان موجودات جهان است عشق عالی است، 
عشقی که ساری در تمام موجودات است اگر عشق نمی بود موجودات مضمحل می شدند. 
همهٔ موجودات جهان در سیر بطرف معشوق خود رنجها می کشند و دشواریها تحمل می کنند تا بوصال او برسند
 و از شراب عشقی ازلی سیراب شوند، غایت و نهایت این عشق تشبه به خداست.

حکمت الاشراق  
"شهاب الدین سهروردی"

سرّ مردان خدا " حال عارف " شَبلی




 ‍ 

وقت عارف چون روزگار بهارست!
رعد منفرد و ابر می بارد و برق می سوزد 
و باد می وزد و شکوفه می شکفد و مرغان بانگ می کنند!

حال عارف همچنین است:
به چشم می گرید و به لب می خندد و بدل می سوزد
 و بسر می بازد  و 
نام دوست می گوید و بر در او می گردد.


شبلی

تذکره الاولیا

کلام حق " چشم بصیرت " بسطامی





آنكس كه  چشم   بصیرتش

 گشوده شود ،

 مبهوت  گردد 

و

  دیگرش   فرصت  سخن   نبود.


        " بایزید بسطامی "

سرّ مردان خدا " ابوالفضل (ع)" استاد فاطمی نیا



استاد فاطمی نیا:

عظمت حضرت عباس بن امیرالمومنین (ع) از عقول ما خارج است.
امام معصوم(ع) در مورد ایشان می‌فرماید: «رَحمَ الله عمَّنا عباس کان نافذ البَصیرة»: خداوند عمویمان عباس را رحمت کند که چشمانش نافذ بود."
یعنی چشمان قمر بنی‌هاشم پرده ها را می‌شکافت.
تاریخ صحیح می‌نویسد امام حسین(ع) خطاب به او فرمودند : «بِنَفسی أنت»: عباس! جانم به قربانت.
الله اكبر از این عظمت كه امام معصوم (ع) این تعبیر را در مورد كسی استفاده كند!
یكی از فضائل حضرت ابوالفضل (ع) این است كه امام معصوم در مورد او فرمودند: "برای عباس نزد خداوند مقامی است كه جمیع شهداء به آن غبطه میخورند! "
این یک فضیلت را ما نمی‌توانیم هضم کنیم، این همه شهید در اسلام بودند اما جمیع آنها به مقام و منزلت قمر بنی هاشم غبطه میخورند! 
شفاعت حضرت عباس ،باب الحوائج ، بسیار قوی است ، از ایشان میخواهیم كه شفیع ما باشند و مشكلاتمان حل شود ان شاءالله.



مطالب و موضوعات بکر " جانم را ... " ملکیان




حضرت علی (ع) در یک دعایی که مربوط به احوال آدمی است و اینکه روح آدمی می‌تواند چه استعلاهایی پیدا کند، دعایی دارند که من آن را همیشه در قنوت می‌خوانم: اللهم اجعل نفسی اول کریمه تنتزعها من کرائمی(خطبه۲۱۵): خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد، که از من می‌گیری؛ نکند قبل از این که جانم را می‌گیری، انصافم گرفته شده باشد، شرفم، عدالتم، راستگویی و ادب و دیگر مکرمت های اخلاقی ام گرفته شده باشد و تفاله‌ای شده باشم که تو جانم را می‌گیری. خدایا از میان چیزهای شریف، اولین چیزی را که می‌گیری، جانم باشد و وقتی می‌میریم شرفم، صداقتم، عدالتم، شفقت و عشق ورزی به انسان‌ها در من سر جایش باشد. تواضعم، انسان دوستی‌ام سر جایش باشد. نه این‌که تا جانم به لبم برسد و بمیرم ؛عدالتم، انصافم و مروت و جوانمردی و صداقت و تواضعم را از دست داده باشم. 
این یکی از تکان دهنده‌ترین جملاتی است که در فرهنگ بشری گفته شده است. یعنی کریمه‌های وجود من زیاد است اما جان من اولین کریمه‌ای باشد که از من می‌گیری. این جمله، شبیه به جمله حضرت عیسی است که می‌فرمایند نمی‌ ارزد جهان را بگیری و در مقابلش روح خودت را بفروشی، ولو جهان را در مقابل روحت به تو بدهند. 

استاد مصطفی ملکیان، تحلیل فلسفی،ص۱۴۶

غزل " غربت دلگیر " علیرضا ابراهیم پور



                          " غربت دلگیر   "


آسمان   ابری   ،   زمین   دلتنگُ    و   بارانی

کوچه   تب دارُ  و  منم    خیس  غزل خوانی

واژه بی رنگ است و بُو وقتی که گُم می شد

مثل      مردم       در       شلوغی ِّ     خیابانی

در    میان    ازدحام     این    همه   احساس

شاید    این    باشد      غروب    بیتِ    پایانی 

کاش من  هم    می توانستم    ببندم  چشم

تا     نبینم       "  غربت    دلگیر  "       انسانی


                " علیرضا  ابراهیم پور  گیلانی " 

   

سخنان ناب " عمل " شریعتی




روشنفکر مترقی و آگاهی که می‌داند 

و عمل نمی‌کند،

 با منحط جاهل خواب آلودی که

 نمی‌داند که عمل کند، 

مساوی است. 

کسی که تمام مسائل اجتماعی را 

دقیق و عالمانه تحلیل می‌کند،

 اما از تعهد هر مسئولیت اجتماعی 

سر باز می‌زند،

 به اندازه کسی که اصلاًَ نمی‌داند 

جامعه چیست، 

ارزش وجودی دارد؛ 

زیرا که "بد" و "خوب" ، "ایمان" 

و "کفر" و "شیعه بودن" و

 "شیعه نبودن"، 

بعد از عمل است که تحقق می‌یابد. 


      " دکتر علی شریعتی  "


رباعی " فصلی ... " شیخ بهایی





یارب ، تو  مرا  مژدهٔ   وصلی  برسان
برهانم از این نوع و به اصلی برسان

تا  چند  از  این   فصل  مکرر   دیدن
بیرون  ز  چهار فصل ، فصلی برسان

              " شیخ بهایی "

متن ادبی " دوستت دارم " فرخزاد




 دوست داشتم ،

معلم املای تو  بودم،

و دوستَت دارم را املاء بگویم ...

و هی بپرسم تا کجا گفتم؟

تو بگویی دوستَت دارم ... 


  "فروغ  فرخزاد "

رباعی " نوروز " سعدی





آن شب که تو در کنار مایی، روز است

و آن روز که با تو می‌رود، نوروز است

دی رفت  و   به  انتظار   فردا  منشین

دریاب   که  حاصل   حیات امروزست


                   "سعدی"


شعر " نوبهار " حافظ شیرازی

  • 3



 نوبهاراست درآن کُوش که خوشدل باشی

که بسی گُل  بِدمد   باز  و  تو  در گِل باشی

من نگویم که کنون باکِه نشین وچه بنوش

که  تو خود  دانی  اگر  زیرک و عاقل باشی


            " حافظ شیرازی  "

متن های فلسفی " نوروز " شریعتی




 نوروز تجدید خاطره بزرگی است: 
خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت.
 هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای 
مصنوعی و ساخته‌های پیچیده خود، 
مادر خویش را از یاد می‌برد، با یادآوری وسوسه‌آمیز 
نوروز به دامن وی باز می‌گردد و با او، 
این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می‌گیرد.
 فرزند در دامن مادر، خود را باز می‌یابد
 و مادر، در کنار فرزند و چهره‌اش از شادی می‌شکفد 
اشک شوق می‌بارد فریادهای شادی می‌کشد، 
جوان می‌شود، حیات دوباره می‌گیرد. 
با دیدار یوسفش بینا و بیدار می‌شود.


            "دکتر علی شریعتی "

شعر نیمایی و نو " چهارشنبه سوری " صالحی




دستت  را  به  من   بده  ،  نترس !
با       هم        خواهیم        پَرید .

من از روی رویاهایی که رو به باد وُ
تو از روی بوته هایی که باران پَرَست .

امید    و   علاقه ی   من   از    تو ،
اندوه    و   اضطرابِ   تو   از   من .

واژه ها ، کتاب ها و ترانه های من از تو ،
سکوت ، هراس   و  تنهایی    تو  از  من .

حضور ، حیات و حوصله ی من از تو ،
تَراخُم  ، تشنگی  و  کسالتِ   تو از من .

هلهله ، حروف ، هر چه هستِ من از تو ،
درد ، بلا و بی کسی های    تو    از  من.

       ✍️سید علی صالحی


داستان " مادر " داستان های جالب




داستان

روزی حضرت موسی (علیه‌ السّلام) در ضمن مناجات به پروردگار عرض کرد: خدایا می‌خواهم همنشینی را که در بهشت دارم، ببینم که چگونه شخصی است!
جبرئیل بر او نازل شد و گفت: یا موسی قصابی که در فلان محل است، همنشین تو است، حضرت موسی درب دُکان قصاب آمد، دید جوانی شبیه شب گردان، مشغول فروختن گوشت است، شب که شد جوان مقداری گوشت برداشت و به سوی منزل رفت، حضرت به دنبال او رفت تا به منزل رسید به جوان گفت: مهمان نمی‌خواهی؟
گفت: بفرمائید، حضرت موسی (علیه السّلام) را به درون خانه برد، حضرت دید جوان غذائی تهیه نمود، آنگاه زنبیلی از طبقه بالا آورد، پیرزنی کهنسال را از درون زنبیل بیرون آورد و او راشستشو داد، غذا را با دست خود به او خورانید، موقعی که خواست زنبیل را به جای اول بیاویزد، پیرزن کلمات را گفت که مفهوم نبود؛ بعد جوان برای حضرت موسی (علیه السّلام) غذا آورد و خوردند.
آن حضرت سؤال کرد، حکایت تو با
این پیرزن چگونه است؟ عرض کرد:
این پیرزن مادر من است، چون وضع مادی‌ام خوب نیست کنیزی برایش بخرم، خودم او را خدمت می‌کنم، پرسید: آن کلماتی که به زبان جاری کرد چه بود؟ گفت: هر وقت او را شستشو می‌دهم و غذا به او می‌خورانم می‌گوید: خدا ترا ببخشد و همنشین و هم درجه حضرت موسی (علیه السّلام) در بهشت گردی...
حضرت موسی (علیه السّلام) فرمود: ای جوان بشارت می‌دهم به تو که خداوند دعای مادرت را مستجاب کرده، جبرئیل به من خبر داد در بهشت تو همنشین من هستی.

جملات زیبا " زن ها " ویکتورهوگو




مردهاﻯ خوب هرگز
 نصیب زﻥهای خوب نمی شوند ،
 چرا که زﻥها
 عاشق مردهای بد می شوند و
 با مرد های خوب درد و دل میکنند...

    "ویکتور هوگو"



پند " بُت نساز " الیف شافاک





 قاعده ۳۲ از چهل قاعده شمس تبریزی

همه پرده‌های میانتان را یکی یکی بردار 

تا بتوانی با عشقی خالص به خدا بپیوندی. 

قواعدی داشته باش،

 اما از قواعدت برای راندن دیگران یا داوری 

درباره‌شان استفاده نکن. 

به ویژه از بت‌ها بپرهیز، ای دوست.

 و مراقب باش

 از راستی‌هایت بت نسازی!

 ایمانت بزرگ باشد، 

اما با ایمانت در پی بزرگی مباش!


  " شافاک"


متن های فلسفی " مُرده اند " عطار نیشابوری






گفتند:  ای شیخ  ، 

دلهای ما خفته است

 كه سخن تو در وی اثر نمی كند

گفت:  كاش خفته بودی

 كه خفته را بجنبانی بیدار شود  ،

دلهای شما مرده است...



  " تذکره الاولیاء"

تک بیت " غم مخور " حافظ





 گرچه منزل بَس خطرناک است و مقصد بَس بعید

 هیچ راهی نیست  کان را  نیست پایان  غم  مخور


               " خواجه حافظ شیرازی "

جملات قصار " مَن ربِّک " عطار





عطار نیشابوری:


بعد از مرگ  رابعه عدویه  را به خواب دیدند؛ 

گفتند:   «حال گوی.» 

گفت:  آن  جوانمردان (نکیر و منکر) در آمدند،

 گفتند:    «من ربّک؟» 

گفتم:   «باز گردید و خدای را بگویید: 

با چندین هزار هزار خلق، پیرزنی ضعیفه را فراموش نکردی، 

من که در همه جهان تنها تو را دارم،

 هرگزت فراموش کنم 

تا کسی را فرستی که:   خدای تو کیست؟!»


سخنان ناب " دوست خوب " بوعلی





نشان  دوست  نکو  آنست که  ؛

خطای  تو را  بپوشاند  ،

تو  را  پند  دهد  ،

و   رازت  را  آشکار  نسازد  .


  "ابوعلی سینا "



رباعی " راهم دِه " انصاری





یا رب  ،  دلِ    پاک   و   جانِ   آگاهم   دِه 

آه    شب    و    گریه       سحرگاهم     دِه

در  راهِ  خود   اول   ز خودم  بی  خود  کن

بی خود چو شدم ، ز خود به خود راهم  دِه

           
             خواجه عبدالله انصاری      
     

جملات قصار " عافیت " شیخ ابوالحسن خَرَقانی





   شیخ ابوالحسن خَرَقانی فرمود:


     عافیت  در  تنهایی   یافتم

                   و

     سلامت   در   خاموشی



تصویر عشق " وادی عشق " ابوسعید ابوالخیر





درویشی از شیخ ابوسعید پرسید :

با توحید چه می کنی ؟

♦️شیخ ابوسعید گفت:

بعد از چهل سال مرارت ، 

وادی "لا اله" را پشت سر گذاشتیم !

خدا بخیر کند وادی "الالله" را.


    " اسرار التوحید"

تک بیت " فریاد " علیرضا ابراهیم پور گیلانی





فریاد  کردم  امّا  بستی دهانم  ای دوست

اینک  نمی توانم  ساکت بمانم  ای دوست


     " علیرضا ابراهیم پور گیلانی  "

عکس" نخلستان " علیرضا ابراهیم پور گیلانی


ليست صفحات


تعداد صفحات : 31


تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود کاربران

    ورود کاربران

    عضويت سريع

    عضويت سريع

      نام کاربری :
      رمز عبور :
      تکرار رمز :
      ایمیل :
      نام اصلی :
      کد امنیتی :
       
      کد امنیتی
       
      بارگزاری مجدد
      آمار

      آمار

        آمار مطالب آمار مطالب
        کل مطالب کل مطالب : 1201
        کل نظرات کل نظرات : 0
        آمار کاربران آمار کاربران
        افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
        تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

        آمار بازدیدآمار بازدید
        بازدید امروز بازدید امروز : 205
        بازدید دیروز بازدید دیروز : 505
        ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 12
        ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 22
        آي پي امروز آي پي امروز : 17
        آي پي ديروز آي پي ديروز : 24
        بازدید هفته بازدید هفته : 1,027
        بازدید ماه بازدید ماه : 3,095
        بازدید سال بازدید سال : 6,481
        بازدید کلی بازدید کلی : 6,481

        اطلاعات شما اطلاعات شما
        آی پی آی پی : 3.238.235.155
        مرورگر مرورگر :
        سیستم عامل سیستم عامل :
        تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400

        کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایت مربوط به اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی بوده و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
        قالب طراحی شده توسط: تک دیزاین و سئو و ترجمه شده و انتشار توسط: قالب گراف