اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی - مطالب ارسال شده توسط alirezaebrahimpour

اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی - مطالب ارسال شده توسط alirezaebrahimpour
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400

دل نوشته " بی درنگ " میرزا خانی





میدانی جان دلم

خیلی ها میگویند عشق شهریار

حسابی ناب بود

میگویند ای کاش

 کسی شبیه شهریار ما را میخواست

ولی من ترجیح میدهم عشقمان شبیه 

شاملو باشد

تو بخواهی،من هم بخواهم

شهریار یک عمر، تنها و یک تنه خواست

من این عشق را نمیخواهم

اما به تو قول میدهم

تو احمد باشی

بیدرنگ، یک عمر آیدا خواهم شد...


   " سیما میرزا خانی "

مثنوی " درمان " مولانا





اگر درمان تویی دردم فزون باد

و گر معشوقه ای سهمم جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من

تو بخشاینده ای بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه است


کلامت آیه هایی عاشقانه است

   
   « مولانا»

سرّمردان خدا " عاقبت بخیر " فاطمی نیا






حاج آقا فاطمی نیا   می فرمود :

استادی داشتم كه از كبار اولیای خدا بود ، 

میفرمود :

برای زیارت اربعین 

پاداشی است كه برای عمل دیگر نیست:


"زائر اربعین امام حسین (علیه السلام)

         عاقبت بخیر میشود"

سخنان ناب "همه در توست " مولوی




گفت:
 پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد،
خود را در آب می‌دید و می‌رمید
او مى‌پنداشت که از دیگری می‌رمد ،
 نمی‌دانست که از خود می‌رمد!

همه اخلاق بد ، از ظلم و کین 
و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر ،
 چون در توست ، نمی‌رنجی!
چون آن را در دیگری می بینی
می‌رمی و می‌رنجی!



« مولانا »
« فیه ما فیه »


جملات جملات " پاییز " منزوی




پاییزِ کوچکِ من، 

گنجایشِ هزار بهار

گنجایشِ هزار شکفتن دارد

پاییزِ کوچکِ من

دنیایِ سازشِ همه رنگ­‌هاست

با یكدیگر!...


« حسین منزوی »

سرّمردان خدا "با اویند" محی الدین عربی




تجلی حضرت حق در بندگانش
 
مختلف عمل میکند. 


به طوری که گروهی

 را گنگ و ساکت و طایفه ای را به گفتن

 انا گویا میکند و

 برخی را به گفتن انت و 

بعضی را نیز به گفتن هو وامیدارد.

اما همه ی این گروه ها 

در عین اختلاف تعابیرشان ، 

برای او ، و به او ، و بااویند.



" شیخ محی الدین ابن عربی"

شعر نیمایی و نو " تاریکی " لنگرودی





تاریکی به رسم خود

 آدم  را  محو   می‌کند

به رسم خود از یادت می‌‌برد

برای گذشتن از این تاریکی است

آتش بر تن کرده‌ام امشب

بسوی تو بال می‌‌زنم


   " شمس لنگرودی "

حکایت " خودت را بشکن " ...





بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت 
چه میکنی؟
گفت: هیچ کار

گفتند: مگر میشود؟
 پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟

گفت: من در تربیت خود کوشیدم،
تا الگوی خوبی برای آنان باشم.

 فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار
 پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های
 بیهوده ای که خود عمل نمیکنند.

تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، 
پایان زندگیست
ولی اگر با نیروی داخلی بشکند، 
آغاز زندگیست،

همیشه بزرگترین تغییرات از درون شکل میگیرد.
درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت 
متولد شود
آنگاه خودت را خواهی دید

شعر " بهشت " صائب تبریزی





عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»

او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»

این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»

هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!

دوزخ از تیرگی بختِ
 درون من و توست

دل اگر تیره نباشد ،
 همه دنیاست بهشت...!


"صائب تبریزی"


حکایت " صدای شکستن " ...





فردی چند  گردو  به بهلول داد و گفت:

بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست و خورد

 اما دعا نکرد..!

آن مرد گفت: 

گردوها را می خوری نوش جان، 

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...

بهلول گفت:

 مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ،

 خدا خودش صدای شکستن گردوها را 

شنیده است!!


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری  داند

سخنان ناب " غریب " خَرَقانی






 از شیخ ابوالحسن خَرَقانی 

پرسیدند  که  غریب کیست؟

گفت :

غریب نه آن است که تنش

 در این جهان غریب است،

بلکه غریب آن است که دلش در تن

 غریب بوَد؛

و سِرّش در دل غریب بُوَد...





داستان " ارزش علامه جعفری





علّامه محمّد تقی جعفری نقل می كرد: 

 عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع
شده بودند تا درباره موضوع مهمّی
 به بحث و تبادل نظر بپردازند.

 موضوع این بود :

ارزش واقعی انسان به چیست؟
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ 
مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است.
معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است.
معیار ارزش پول، پشتوانه آن است.

امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند 
و معیارهای خاصّی را ارائه دادند.
وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم:

اگر می‌‌‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد،
 ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی 
عشق می‌‌‌ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است 
در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.
کسی که عشقش ماشینش است،
 ارزشش به همان میزان است،

 امّا کسی که عشقش خدای متعال است، 
ارزشش به اندازه خداست.

علّامه فرمودند:
 من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. 

ولی جامعه شناس‌‌‌هایی که صحبت‌‌‌های مرا شنیدند، 
برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن ها تمام شد، 
من دوباره بلند شدم و گفتم:

عزیزان! این کلام از من نبود. 
بلکه از شخصی به نام علی علیه السلام است.
 آن حضرت در «نهج البلاغه» می‌‌‌فرمایند: 

 « قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه ُ؛ 
ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌‌‌دارد
وقتی این کلام را گفتم ،دوباره به نشانه احترام 
به وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی علیه السلام 
از جا بلند شدند..


حکایت " مقصود" مولوی





بقالی زنی را دوست میداشت.

 به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو 
من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم
 و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود 
و
 دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.
قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.


کنیزک نزد خاتون رفت و گفت:

 بقال سلام رساند و گفت 
که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.

خاتون گفت: به همین سردی؟
کنیزک گفت:
 او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود.
 اصل مقصود است و باقی دردسر است....


« فیه مافیه مولانا »

تک بیت " بنده او باش " مولانا






گُفتم شرابِ وَصل ، به  اُوباش میدهند؟!

باخنده گُفت: بنده ی «او» باش، میدهند 



                  « مولانا »

سرّمردان خدا " شیفتگی " آیت الله قاضی





از شیخ عباس قوچانی نقل شده :

 "آقای قاضی در اواخر عمر
 
یک تحیّر و شیفتگی و بیقراری نسبت

 به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) داشت 

و هر روز هنگام طلوع و بخصوص هنگام غروب آفتاب

 گریه می کرد."


منبع: یادداشت های خطی علامه تهرانی، جنگ۱۸، ص ۱۸۲

جملات قصار " حسین " دکتر علی شریعتی




حسین، 

مرز فاصل حقیقت و دروغ 

و دیوار جداکننده  جلاد  و  شهید  است، 

در نظامی که هم شهید و هم جلاد،

 یک کتاب دارند 

و  یک   پیامبر  و  یک   دین.



     "دکتر علی شریعتی "


سرّمردان خدا " دو چیز " قاضی (رض)




           آیت الله سید علی قاضی:


«اگر من به جایی رسیده باشم از دو چیز است:

 قرآن كریم و زیارت سیدالشهدا علیه السلام»



حدیث " ارزش تو " امام حسین علیه السلام




 امام حسین علیه السلام می فرماید : 


چیزى را بر زبان نیاورید

            كه   از   ارزش   شما   بكاهد



   " جلاءالعیون، ج 2، ص 205"



حرف حساب " رهبر مسئول" دکتر علی شریعتی



 
عصری است که، 
دیگر در میان توده،
 هیچ آوایی و ندایی بلند نیست:

 قلم‌ها را شکسته‌اند، زبان‌ها را بریده‌اند،
 لب‌ها را دوخته‌اند و همه‌ پایگاه‌های حقیقت را
 بر سر وفادارانش، ویران کرده‌اند.

و اکنون، حسین، به عنوان یک رهبر مسئول،
 می‌بیند که اگر خاموش بماند،
 تمامِ اسلام به صورت یک "دینِ دولتی" درمی‌آید. 

اسلام تبدیل می‌شود به 
یک قدرتِ نظامی‌ _ سیاسی،
 و دگر هیچ!ِ

" دکتر شریعتی"

تصویر عشق " عشق حقیقی " سهروردی





" شیخ شهاب الدین سهروردی"


اساس جهان آفرینش بر عشق است؛
 از خلقت آدم خاکی تا ملکوتیان مجرد،
 همه متحرک به عشق‌اند، 

عشقِ حقیقی که عشق اکبر است 
شوق به لقای حق است و این است نیروی جاذبه‌ی
 جهان و این است مبدأ شور و شر‌های آفرینش
 و آنچه حافظ و نگهبان موجودات جهان است عشق عالی است،
 عشقی که ساری در تمام موجودات است. 
اگر عشق نمی‌بود موجودات مضمحل می‌شدند.

 همه‌ی موجوداتِ جهان در سیر بطرف معشوق
 خود رنجها می‌کشند و دشواری‌ها تحمل می‌کنند 
تا بوصال او برسند و از شرابِ عشقی ازلی
 سیراب شوند،

 غایت و نهایت این عشق تَشبه به خداست

جملات قصار "بی خیال " ویلیامز





اولین قدم برای یاد گرفتن شنا،
 نترسیدن از آب و رها شدن است.

 مربی همیشه میگوید:
 بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، 
بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب.

 شرط اول، همان دست و پا نزدن است.

گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست.
 باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.

گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند. 
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی،
 بی خفگی…


 “تنسی ویلیامز “

متن های فلسفی "درویش " انصاری





◾️درویشی تنگدست، 
به در خانه توانگری رفت و گفت:

شنیده‌ام مالی در راه خدا نذر کرده‌ای که
 به درویشان دهی، من نیز درویشم. 

خواجه گفت:

من نذر کوران کرده‌ام، تو کور نیستی.

پس درویش تاملی کرد و گفت:

ای خواجه، کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته، 
به در خانه چون تو، گدائی آمده‌ام. 


این را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته،
 از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که
 چیزی به وی دهد، قبول نکرد…


  " خواجه عبدالله انصاری "
        مناجات نامه

حکایت " مراقب چشم هایت باش " ...



جوانی به حکیمی گفت: 

وقتی همسرم را انتخاب کردم،
 در نظرم طوری بود که گویا خداوند
 مانندش را در دنیا نیافریده است.

 وقتی نامزد شدیم،
 بسیاری را دیدم که مثل او بودند. 
وقتی ازدواج کردیم،

 خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. 

چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، 
دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.

حکیم گفت:

 آیا دوست داری بدانی از همه
 این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟

جوان گفت:  آری.

حکیم گفت: 

اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، 
احساس خواهی کرد که سگ‌های 
ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.

جوان با تعجب پرسید: 
چرا چنین سخنی می‌گویی؟

حکیم گفت:
 چون مشکل در همسر تو نیست. 

مشکل اینجا است که وقتی انسان
 قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد
 و از شرم خداوند خالی باشد،

 محال است که چشمانش را
 به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. 

آیا دوست داری دوباره همسرت 
زیباترین زن دنیا باشد؟

جوان گفت: آری.

حکیم گفت  مراقب چشمانت باش.

عکس"به زنجیر کشیده" علی رضا ابراهیم پور گیلانی

;vd

تک بیت" دیدار آشنا " حافظ

  • 1




کشتی شکستگانیم ، ای باد شُرطه  برخیز

باشد    که   باز    بینیم  ،  دیدار    آشنا  را


                     " حافظ "

جملات زیبا " انسان وار " شریعتی




از گردابِ «نیست انگاریِ خویش» در عشق، سر برآور، پا جای پای ابراهیم بگذار، 

و آن‌گاه، هاجروار، ای انسان تنها، غریب، آواره و تبعیدی در کویر زمین،

 ای انسان مسئول! تشنه و جستجوگر آب در سراب زندگی، بر تپه صفا برآ نهر سپید انسان آواره و در تلاش را بنگر؛

 بنگر که چه بیقرار و عطشناک از بلندی صفا سرازیر می‌شود و بر سنگلاخ سوخته این کویر، در جستجوی آب، می‌شتابد و به سوی مروه جریان می‌یابد.


  "دکتر علی شریعتی"



ترجمه " آغوشت " مارگوت بیکل




پس از سفرهای بسیار و عبور 

از فراز و فرودِ امواج این دریای طوفان‌خیز،

بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم؛


بادبان برچینم؛
پارو وا نهم؛
سُکان رها کنم؛ 


به خلوت لنگرگاهت در آیم
و در کنارت پهلو گیرم
آغوشت را بازیابم.


استواری امن زمین را
زیر پای خویش.

 


"مارگوت بیکل"

ترجمه: احمد شاملو



گفتار بزرگان " هفت پند " مولوی






هفت پند از مولانا  :

شب باش : در پوشیدن خطای دیگران

زمین باش : در فروتنی

خورشیدباش : در مهر و دوستی

کوه باش : در هنگام خشم و غضب

رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران

دریاباش : در کنار آمدن با دیگران

خودت باش : همانگونه که می نمایی..


خاطره " پهن " هوشنگ ابتهاج






هوشنگی ابتهاج تعریف میکرد:

 در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم . دیدم قبل از اینکه توی قبر بذارنش ، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند ، در کف قبر ریختن. از یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد، سوال کردم که : 

این چه رسمی ست که شما دارید؟ گفت: توی رساله نوشته که این کار مستحبه و ما مدتهاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم . 

میگفت که چون برام تعجب آور بود، سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف، بهش گفتم :

کجاش نوشته؟ طرف هم میره تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما. دیدم نوشته ، کف قبر، مستحب است یک وجب پهن تر باشد !!

« شفیعی کدکنی »

شعر نیمایی و نو" زندگی" سپهری






زندگی 

تجربه‌ی تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه

و اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد...




" سهراب سپهری "

گفتار بزرگان " آزاد " غزالی





شخصی از امام  محمدغزالی  پرسید: 

یا شیخ! 

بندگی چیست؟

او گفت: 

خدایت آزاد آفرید  آزاد ،

و عاشق حق باش...

 ندانی تا آزاد نگردی بنده نشوی؟



جملات زیبا " من و دنیا " شاملو





من و دنیا.. 

همدیگر را رنگ میکنیم، 

من با مداد سیاه، دنیا با مداد سفید

من.. 

روزهای او را 

او.. 

موهای من را 





    "  احمد شاملو "

سخنان ناب " بایستند " شریعتی






صحبت از جامعه ای است که نیمی از آن، 
خوابیده اند و افسون شده اند، 

و   نیمی دیگر که بیدار شده اند در حال فرارند !

ما می خواهیم این خوابیده های
 افسون شده را بیدار کنیم،

 و   واداریم که    «بایستند»، 
و   هم آن  فراری ها را  برگردانیم و 
واداریم  که   «بمانند»
          

                "دکتر علی شریعتی"

ترجمه " مُوطن " بیکل






مُوطن آدمی را بر هیج نقشه ای

نشانی نیست.

موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که

دوستش می دارند.

 

"مارگوت بیکل"

ترجمه: احمد شاملو

عکس" یک آسمان " علیرضا ابراهیم پور گیلانی

www.followmy.ir

گفتار بزرگان " روز انسان " نهرو




 وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند 
و زنان شوکت زن بودنشان را

مردان همیشه مرد میمانند
و زنان همیشه زن

و آنگاه هر روز 
نه روز زن
 و نه روز مرد
که روز انسان است


"جواهر لعل نهرو "


جملات زیبا "عمیقاًعاشق می شوند " کامو




آدم‌ها یک‌بارعمیقاً عاشق می‌شوند
چون فقط یک‌بار نمی‌ترسند
 که همه‌چیز خود را از دست بدهند

اما بعد ازهمان یک‌بار ترس‌ها آن‌قدر عمیق می‌شوند
 که عشق دیگر دور می‌ایستد


" کامو"


حکایت " نادان " ...




نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت : 
ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

نابینا بخندید و گفت : این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.

حال نادان را به از دانا نمی داند کسی
گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد
طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود


دل نوشته " من خودم هستم " پناهی







ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..
ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــــــــﯽﻓﺮﯾﺐﺧﻮﺭﺩﻩﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕـــــﻮﯾﻢ :
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ
 " ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ "
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...
ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ !!...
ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ...
ﻣــن خودم هستم... 

عکس " تمام قدّ " علیرضا ابراهیم پور گیلانی

;vd

ليست صفحات


تعداد صفحات : 31


تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود کاربران

    ورود کاربران

    عضويت سريع

    عضويت سريع

      نام کاربری :
      رمز عبور :
      تکرار رمز :
      ایمیل :
      نام اصلی :
      کد امنیتی :
       
      کد امنیتی
       
      بارگزاری مجدد
      آمار

      آمار

        آمار مطالب آمار مطالب
        کل مطالب کل مطالب : 1201
        کل نظرات کل نظرات : 0
        آمار کاربران آمار کاربران
        افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
        تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

        آمار بازدیدآمار بازدید
        بازدید امروز بازدید امروز : 194
        بازدید دیروز بازدید دیروز : 505
        ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 12
        ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 22
        آي پي امروز آي پي امروز : 17
        آي پي ديروز آي پي ديروز : 24
        بازدید هفته بازدید هفته : 1,016
        بازدید ماه بازدید ماه : 3,084
        بازدید سال بازدید سال : 6,470
        بازدید کلی بازدید کلی : 6,470

        اطلاعات شما اطلاعات شما
        آی پی آی پی : 3.238.235.155
        مرورگر مرورگر :
        سیستم عامل سیستم عامل :
        تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400

        کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایت مربوط به اشعار علیرضا ابراهیم پور گیلانی بوده و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
        قالب طراحی شده توسط: تک دیزاین و سئو و ترجمه شده و انتشار توسط: قالب گراف